حالم داره بهم می خوره. از خودم که نمی تونم نه بگم. حتی به اونایی که قبلآ در حقم بدی کردن و هیچ ضمانتی هم وجود نداره که اگه باز بتونن همون بلا رو سرم در نیارن! آخه آدم هم اینقدر احمق؟!!! اونم تو سن و سالی که من هستم!!!!
فردا بهش می گم که نظرم روعوض کردم. یا کاری رو که گفته بودم براش انجام نمی دم. هر فکری هم می خواد بکنه. به درک اسفل السافلین!!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 5:52  توسط علامت سوال
|
امروز، در آستانه چهل سالگی ، در یافته ام که بزرگترین اشتباه زندگیم این بود که مرتکب اشتباه بزرگی نشده ام.
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 9:59  توسط علامت سوال
|
داشتم دیونه میشدم. زدم از خونه بیرون. باید می رفتم .درست شده بودم مثل مادر. بچه که بودم بارها مادر رو دیده بودم که از خونه می زد بیرون، تک و تنها. و من همیشه دلهره داشتم که برنگرده!
از خونه زدم بیرون. مثل مادر. دلم می خواست دیگه بر نگردم.کاشکی میشد همینجوری پیاده میرفتم تا آخر دنیا. دلم می خواست آنقدر پول داشتم که بی وقفه می رفتم تا شب. شب که میشد توی اولین هتل سر راه می موندم. و صبح دوباره پیاده راه می افتادم. بدون نگرانی برای داشتن شغلی و کسب در آمدی.
دلم می خواست هیچوقت بر نگردم. یک ساعت و نیم راه رفتم. برگشتم. درست مثل مادر که بر خلاف وحشت من، همیشه بر می گشت!
.....
مادر گفت که فقط به خاطر من بر می گشت. که اگر من نبودم می رفت که می رفت....
من اما، چرا برگشتم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 15:45  توسط علامت سوال
|
در باره سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا :
۱. کسانی که این ماجرا رو توهین به ملت ایران فرض کردند حتمآ استدلالشون اینه که احمدی نژاد ( چه ما ازش خوشمون بیاد یا نیاد ـ چه بهش رای داده باشیم یا نه) رییس جمهور یه کشوره و توهین به رییس یک کشور یعنی توهین به تمام آن کشور و مردمش. فیلم کامل این ماجرا رو ببینین. سخنرانی رییس دانشگاه کلمبیا دوستانه و خوش آمد گویانه نیست ، ولی به نظر من بیشتراز اینکه توهین آمیز باشه ، با کینه همراهه. که البته عجیب هم نیست .
یعنی ما فراموش کردیم که در 28 سال گذشته این ملت ( تحت تاثیر رسانه های دولتی یا هر چیز دیگری) در هر فرصتی فریاد زده اند " مرگ بر آمریکا " مرگ بر انگلیس مرگ بر چپ مرگ بر راست مرگ بر این مرگ بر اون.... و همین ملت در 28 سال گذشته بارها و بارها پرچم آمریکا ، انگلیس ، دانمارک ، .... را به آتش کشیده اند. غافل از اینکه پرچم ها نشان ملت یک کشور است.
دولت ایران در 28 سال گذشته آمریکا را " شیطان بزرگ" خطاب کرده و هر جنگ و جدلی هر گوشه دنیا اتفاق افتاده ، آمریکا را متهم کرده.
حالا عجیبه که یک آمریکایی با کینه با رییس این کشور صحبت می کنه و به طور مشخص فقط شخص رییس جمهور و سیاست های دولتش را مورد خطاب قرار می ده ، یعنی توهین به ملت ایران؟!!!!
خیلی ها بحث اخلاق رو پیش کشیده اند که رییس دانشگاه کلمبیا بعد از صحبتها ش جلسه رو ترک کرده و این نهایت بی ادبی بوده. یا اینکه احمدی نژاد رو دعوت کرده بودن و مهمونشون بوده.
مگه در 28 سال گذشته مسوولان مملکت بارها و بارها جلسات رسمی را ترک نکردند؟
مگه در 28 سال گذشته در بسیاری از میدان های ورزشی ( که عرصه دوستی ملتهاست) ما از رویارویی با حریف اسراییلی طفره نرفتیم؟
مگه دولت ایران با مهمون هاش بر طبق فرهنگ مهمون رفتار میکنه؟ مثلآ برای رییس دولت فرانسه شراب سرو می کنه؟ یا اگه زن باشن باهاشون دست میدن؟
برای ما خوبه که گاهی اخلاق رو فدای سیاست کنیم، برای بقیه بد؟
اصولآ آدم یه سوزن به خودش میزنه یه جوال دوز به بقیه !
آزاد نویس مثال جالبی زده . منتها اگه ما این آدم رو (که به خلیج فارس بگه خلیج عربی، یا به اسب شاه باستانیمون بگه یابو) دعوت کنیم ایران محاله پاش به دانشگاه برسه. به محض اینکه از هوا پیما پباده بشه همونجا توی فرودگاه خشتکش رو می کشیم رو سرش انقدر میزنیمش ، انقدر می زنیمش تا جونش از ک...ش در آد!
۲. چرا ما اصل رو رها می کنیم و مشغول فرع می شیم؟
برای من مهم نیست که بالینجر از ترس لابی اسراییل ، یا از ترس قطع کمک های مالی به دانشگاهش ، یا تحت تاثیر سیاست آمریکاف... این حرف ها رو زده. رییس دانشگاه کلمبیا ، از احمدی نژاد سوالاتی پرسیده. گیرم که لحنش مودبانه نبود. اصولآ دانشگاه محل پرسیدن سوال وگرفتن جوابه. مگه تمام سوالاتی که بالینجر پرسید همون سوالاتی نیست که ما هم داریم. چرا احمدی نژاد جواب نداد؟ البته که جوابی نداشت. آدمی که طی 3 سال گذشته، به جای اینکه مملکت رو سرو سامان بده دنیا رو زیر سوال برده ، حالا ازش سوال می پرسن! درزی هم توی کوزه می افته!
اصل قضیه اینه :ریس جمهور ایران آدمیه که مشکلات کشور خودش رو انکار می کنه ولی برای کل دنیا راه علاج 8 ماده ای داره ، و هر سوال رو با سوال دیگه جواب می ده و یا در جواب سوال موعظه می کنه.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 9:51  توسط علامت سوال
|
اولین مطلب وبلاگ.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 9:38  توسط علامت سوال
|